آهاي = هاي ، هاي ، هاي ، هاي
در كوه ، آهاي كه بگويي ، مي شنوي : هاي ، هاي ، هاي ، هاي و بعد صدا محو مي شود. هر چه بيشتر داد بزني ، بيشترو بيشتر مي شنوي. هر چه رساتر و بلندتر حضورت را اعلام كني ، پاسخت رساتر خواهد بود
اگر به نظرت اشكالي نداشته باشد مي خواهم اين
مثال را با تغييراتي شبيه به ارتباطات بين خودمان در جهان دور و بر و همين زندگي معمولي بدانم. كيفيت برخورد با افكار ما ربط مستقيمي به نوع و طرز بيان فكرمان دارد. البته تركيب شخصيت طرف مقابل هم هست و سطح آگاهي اش. اگر من و تو بعنوان انساني به فرض روشنفكر در خيابان به طرف يك نفر بدويم و داد و فرياد كنان ، مُشت مان را در هوا تكان دهيم و صورتش را نشانه بگيريم او اول كاري كه مي كند عكس العمل فيزيكي است براي دفع خطر لحظه اي و بعد جوياي علت كار شما مي شود. حالا اگر ما آرام جلو برويم و در چشمانش خيره شويم و بگوييم: مي تونم علت اين رفتارتون رو بدونم جناب؟ او فورا مي پرسد: خواهش مي كنم! كدوم رفتار؟
اگر بخوايم تخصصي تر در مورد اين موضوع صحبت كنيم اينو ميشه گفت كه هر ارتباط از چند بخش تقسيم شده: توليد كننده ي مفهوم ، وسيله ي واسط - ناقل مفهوم و مصرف كننده ي مفهوم كه همون مخاطبه. البته ايني كه گفتم از مكتب فكري علمي تاندر برداشت شده و دانشمندان جامعه شناس مختلف ممكنه نظر متفاوتي داشته باشن اما بطور كلي اين ثابت شده كه بعد از مدتي مشخص ، اين سه قسمت ارتباط با هم همساني پيدا مي كنند يعني توليد كننده ي يه فكرمشخص كم كم با وسيله اي مشخص تري نسبت به قبل با مخاطب مشخص تر ارتباط بر قرار مي كنه
اين اتفاق در اين وبلاگ افتاده. تو و برداشتت از اين نوشته ها ، همان جواب آهاي در كوه محسوب مي شوي. ما لحظه بلحظه بيشتر به هم نزديك مي شويم چون شباهت ها و تفاوت هامان روشن و روشن تر مي شود. تعجب كردي؟ بله! هميشه غير واحد بودن دو نظر و فكر ، لزوما باعث جدايي و دوري اين دو نميشه. عقيده ي تو رو نمي دونم اما من معتقد به آزادي مطلق انديشه هستم چون هر فكر و قلمي رو سازنده مي دونم و اينو ميگم كه هرگز هيچ قلم و فكري مخرب نيست. ما با تعامل ، تضادهايمان را نيز سازمان مي دهيم. باز تعجب كردي؟
وقتي فضا براي ابراز نظر و فكر و انديشه صد در صد آزاد و به دور از تعصب و تنش باشد ، افكار متعالي تر ، بيان هاي نا موزون را كنار مي زنند و ذهن ها را به سوي خود جلب مي كنند. تو چي؟ تو چطور شرايط و آزادي اي را براي قلم و انديشه مي پسندي؟
دوستان خوبم كه تو هم شايد يكي شان باشي باز لطف كردند. سمانه ، يه آدم معمولي ، ليلي ، عليرضا ، ليلا برايم نوشتند و من جواب همه را جز آخري دادم. ليلا خيلي خاص تر نسبت به بقيه با من و مطالبم بر خورد كرده و حتي نخستين پست وبلاگ تازه متولد شده اش رو اختصاص داده به مطلب اول من. و صد در صد من هم جوابي خاص بهش مي دهم اما نه الان كه حال مادرم خوب نيست و خيلي اورژانسي بايد ميز را ترك كنم. ليلا بسيار تخصصي و با استناد به منابع مختلف و علمي كار كرده. آفرين ليلاي نمي دانم چند ساله ي
نمي دانم از كجا. الان به جاي من ، تو به وبلاگش سر بزن و نظرت را راجع به نظرش بگو. راستي! منم هستم
yenafar@gmail.com
زود باش. منتظرم
اگر به نظرت اشكالي نداشته باشد مي خواهم اين
مثال را با تغييراتي شبيه به ارتباطات بين خودمان در جهان دور و بر و همين زندگي معمولي بدانم. كيفيت برخورد با افكار ما ربط مستقيمي به نوع و طرز بيان فكرمان دارد. البته تركيب شخصيت طرف مقابل هم هست و سطح آگاهي اش. اگر من و تو بعنوان انساني به فرض روشنفكر در خيابان به طرف يك نفر بدويم و داد و فرياد كنان ، مُشت مان را در هوا تكان دهيم و صورتش را نشانه بگيريم او اول كاري كه مي كند عكس العمل فيزيكي است براي دفع خطر لحظه اي و بعد جوياي علت كار شما مي شود. حالا اگر ما آرام جلو برويم و در چشمانش خيره شويم و بگوييم: مي تونم علت اين رفتارتون رو بدونم جناب؟ او فورا مي پرسد: خواهش مي كنم! كدوم رفتار؟
اگر بخوايم تخصصي تر در مورد اين موضوع صحبت كنيم اينو ميشه گفت كه هر ارتباط از چند بخش تقسيم شده: توليد كننده ي مفهوم ، وسيله ي واسط - ناقل مفهوم و مصرف كننده ي مفهوم كه همون مخاطبه. البته ايني كه گفتم از مكتب فكري علمي تاندر برداشت شده و دانشمندان جامعه شناس مختلف ممكنه نظر متفاوتي داشته باشن اما بطور كلي اين ثابت شده كه بعد از مدتي مشخص ، اين سه قسمت ارتباط با هم همساني پيدا مي كنند يعني توليد كننده ي يه فكرمشخص كم كم با وسيله اي مشخص تري نسبت به قبل با مخاطب مشخص تر ارتباط بر قرار مي كنه
اين اتفاق در اين وبلاگ افتاده. تو و برداشتت از اين نوشته ها ، همان جواب آهاي در كوه محسوب مي شوي. ما لحظه بلحظه بيشتر به هم نزديك مي شويم چون شباهت ها و تفاوت هامان روشن و روشن تر مي شود. تعجب كردي؟ بله! هميشه غير واحد بودن دو نظر و فكر ، لزوما باعث جدايي و دوري اين دو نميشه. عقيده ي تو رو نمي دونم اما من معتقد به آزادي مطلق انديشه هستم چون هر فكر و قلمي رو سازنده مي دونم و اينو ميگم كه هرگز هيچ قلم و فكري مخرب نيست. ما با تعامل ، تضادهايمان را نيز سازمان مي دهيم. باز تعجب كردي؟
وقتي فضا براي ابراز نظر و فكر و انديشه صد در صد آزاد و به دور از تعصب و تنش باشد ، افكار متعالي تر ، بيان هاي نا موزون را كنار مي زنند و ذهن ها را به سوي خود جلب مي كنند. تو چي؟ تو چطور شرايط و آزادي اي را براي قلم و انديشه مي پسندي؟
دوستان خوبم كه تو هم شايد يكي شان باشي باز لطف كردند. سمانه ، يه آدم معمولي ، ليلي ، عليرضا ، ليلا برايم نوشتند و من جواب همه را جز آخري دادم. ليلا خيلي خاص تر نسبت به بقيه با من و مطالبم بر خورد كرده و حتي نخستين پست وبلاگ تازه متولد شده اش رو اختصاص داده به مطلب اول من. و صد در صد من هم جوابي خاص بهش مي دهم اما نه الان كه حال مادرم خوب نيست و خيلي اورژانسي بايد ميز را ترك كنم. ليلا بسيار تخصصي و با استناد به منابع مختلف و علمي كار كرده. آفرين ليلاي نمي دانم چند ساله ي
نمي دانم از كجا. الان به جاي من ، تو به وبلاگش سر بزن و نظرت را راجع به نظرش بگو. راستي! منم هستم
yenafar@gmail.com
زود باش. منتظرم

0 Comments:
Post a Comment
<< Home